دخترک

دخترک با چشمانی پر از اشک در بین مردمان این شهر آمد
عریان شد و گقت
احساسم را که کشتید ، ته مانده جسمم را نیز بدرید
و آنان به راحتی او را دریدند

Posted at 9pm on 08/27/10 | 2 comments | Filed Under: دست نوشته هام read on

خدا

وقتی نور رو به زنجیر کشیدن

تاریکی ادعای خدایی کرد


Posted at 12pm on 08/27/10 | 1 comment | Filed Under: دست نوشته هام read on

منوها

آرشیو ماهانه

                    Powered by Kamran | Entries RSS | Comments RSS | Photo Gallery | My Facebook | Contact Me | Archive