دخترک
دخترک با چشمانی پر از اشک در بین مردمان این شهر آمد
عریان شد و گقت
احساسم را که کشتید ، ته مانده جسمم را نیز بدرید
و آنان به راحتی او را دریدند
Posted at 9pm on 08/27/10 |
2 comments
| Filed Under:
دست نوشته هام
read on
خدا
وقتی نور رو به زنجیر کشیدن
تاریکی ادعای خدایی کرد
Posted at 12pm on 08/27/10 |
1 comment
| Filed Under:
دست نوشته هام
read on
آخرین پست ها
08.27
دخترک
08.27
خدا
08.25
دروغ
08.21
خاطره
08.20
یاد تو
08.19
درد
منوها
تماس با من
درباره من
آرشیو ماهانه
August 2010
(19)
July 2010
(347)
Powered by
Kamran
|
Entries RSS
|
Comments RSS
|
Photo Gallery
|
My Facebook
|
Contact Me
|
Archive